سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
72
اساس الصرف (مشتمل بر امهات مسائل علم صرف) (فارسى)
گردد مانند : لفظ ذي و لي كه علم براى شخصى باشد . حكم اينكلمات در موقع نسبت اينستكه قبل از الحاق ياء نسبت يائى از جنس ياء كلمه به آن اضافه كنند و چون اجتماع دو ياء مىشود دوّمى را به همزه تبديل كرده و سپس ياء نسبت را ملحق كنند . پس در دو مثال مذكور اسم منسوب آنها ذيئى و ليئى مىشود . سوّم - كلمه سه حرفى بوده و قبل از ياء ( كه حرف سوّم واقع شده ) كسره باشد مانند : عمى و شجى . حكم اينكلمات موقع نسبت اينستكه ياء را قلب بواو كرده و كسره قبل از آن را به جهت ثقيل بودنش تبديل بفتحه مينمايند فلذا در مثالهاى مذكور عموىّ و شجوىّ ميگويند . چهارم - كلمه سه حرفى بوده و قبل از ياء حرف صحيح ساكن باشد مانند ظبى . حكم اينكلمات در موقع نسبت اينستكه ياء را بواو قلب ميكنند مانند صورت سوّم پس اسم منسوب مثال فوق ظبوىّ مىشود . پنجم - كلمه سه حرفى بوده و عين الفعل و لام الفعلش هردو ياء باشند پس در حقيقت دو حرفى است ولى حرف دوّمش ياء مشدّده مىباشد مانند طىّ و حىّ . حكم اينكلمات در موقع نسبت اينستكه اگر يكى از ايندو ياء از واو قلب شده باشد مانند : طىّ كه در اصل طوى بوده باصل خود برگشته و ياء دوّم را نيز بواو تبديل ميكنند فلذا اسم منسوب مثال مزبور طووىّ مىشود و اگر چنين نبود فقط همان ياء دوّم را در موقع نسبت بواو تبديل مىكنند مانند مثال دوّم كه منسوب آن حيوىّ مىشود .